مریم – یک بدهکار اجباری از شمال سلام. من مریم هستم و یک بدهکار اجباری. برای من بدهکاری فقط یک مسئلهی مالی نبود. بدهی مالی فقط یک بخش از بیماری اجبار به بدهکاری بود؛ بخش عمیقتر و دردناکتر آن، در لایههای احساسی و عاطفی زندگیام جریان داشت؛ جایی که دیده نمیشد، اما همهچیز را تحت تأثیر قرار میداد. اجبارِ مخربی در من بود که در هر موقعیتی مرا بدهکار جلوه میداد؛ و من توان جلوگیری از پیشروی آن را نداشتم. مدام خودم را سرزنش میکردم و با خودم میگفتم: «باید پول بیشتری داشته باشی تا از این خجالت دربیایی. تو به دیگران، به دنیا، به خدا و حتی به خانوادهات بدهکاری.» برای خوشحالکردن دیگران، ماسک میزدم. میخواستم ناجی باشم، نجات بدهم، دست بگیرم، در حالی که خودم گرفتار بودم. تلهی بدهکاری تلهی قشنگی بود؛ چک بیپشتوانه، وعده، تعهدهای ناتمام… و همینها مرا به مسیری کشاند که در نهایت به انجمن بدهکاران گمنام هدایت شدم. در DA، فقط بدهیهایم دیده نشد؛ بلکه شخصیت جدیدی در من شناسایی شد. طرز تفکر تازهای نسبت به مسائل مالی و نسبت به خودم شکل گرفت. من انسانی بودم مملو از الگوها، افکار و احساسات بیمارگونه که تا قبل از آن، هیچوقت شناخته نشده بودند. زندگی من روی لبهی تیغِ کمدرآمدی میگذشت. تواناییهای خودم را نمیشناختم، در حسرت زندگی میکردم، و با ظرفیتهای منحصربهفرد خودم بیگانه بودم. هر روز به نابودی خودم فکر میکردم؛ فشار بیماری بدهکاری بهشدت روی من سنگینی میکرد. افکارم شفاف نبود، احساسات منفی غالب بودند و شادی و خوشحالی جایی در زندگیام نداشت. از زندگی فاصله گرفته بودم؛ نوعی انجماد و قفلشدن که فقط یک بدهکار اجباری میتواند آن را درک کند. وقتی وارد جلسات شدم، با این باور آمده بودم که بدهکار نیستم. اما بهمرور، با خواندن پمفلت «بدهکاری چیست»، دیدم که هستم… و این پذیرش، نقطهی آغاز تغییر شد. برنامه قدرتمند بود و حتی با همین شرایط من هم کار کرد. فهمیدم اگر قرار است بهبودی اتفاق بیفتد، باید پیشنهادها، ابزارها و قدمها را جدی بگیرم و عمل کنم. من شروع کردم به: نوشتن اعداد شرکت منظم در جلسات خدمت ارتباط با بدهکاران در حال بهبودی داشتن یار مالی و آرامآرام، تغییرات شروع شد. بدهیها پرداخت شدند. از فشارهای حقوقی رهایی پیدا کردم. اموالم به من بازگشت و دوباره در اختیارم قرار گرفت. کسبوکار شکل گرفت، به درآمد رسیدم، توانایی پسانداز در من ایجاد شد و امنیت مالی بهتدریج معنا پیدا کرد. مسئولیتپذیری در برابر خودم را یاد گرفتم. و فهمیدم این شفافیت و این تغییر، خواست و ارادهی نیروی برترِ برنامهی بهبودی بدهکاران گمنام است. او میخواهد ما در نظم، شادی، موفقیت، رفاه و کامیابی زندگی کنیم؛ و بهجای احساس شرم، احساس زیبای ارزشمندی، افتخار، شادی و سپاسگزاری را تجربه کنیم. من امروز در برنامهی بدهکاران گمنام، آزادی مالی را تجربه میکنم. سپاسگزارم مریم یک بدهکار اجباری